ورود به سایت   عضویت
ورود به سایت

دردم را درمان کن!


از روانشناسی و روانشناس در درمان اعتیاد چه توقعی می توان داشت؟
 فرهنگ عمومی به عنوان مبنای سلامت عمومی چطور در برخورد با یک روانشناس برای دریافت کمک تأمین می شود؟ شاید یک ادعا باشد اما به نظر می رسد، روانشناسی علم و دانش كافی در مورد آنچه كه زندگی را با ارزش می سازد، فراهم نكرده است. طی سال هایی که روانشناسی در زندگی مردم به صورت جدی وارد شده است یعنی از حدود 60 سال پیش در کشورهای دیگر و از حدود سه دهه پیش در کشور خودمان، به نظر می آید، روانشناسی به عنوان علمی که در مورد افسردگی، نژاد پرستی، خشونت ، مدیریت اعتماد به نفس و رشد یافتن تحت شرایط بد و مصیبت بار خدمات ارائه می دهد، درس آموختیم. اما در مورد فضیلت ها و توانمندی ها ، و شرایطی كه خواه مصیبت ها و مشکلات باشد و خواه هیچ مشکلی نباشد و انسان منتهی به سطح بالایی از خوشحالی شود، کمتر شنیده ایم. شاید استعاره ی روانشناسی در این سال ها « آسانسوری بوده است که مردم را از منهای هشت به طبقه همکف آورده است » ، یعنی، فقط آموختیم که چگونه مردم را از منهای 8 تا صفر بالا بیاوریم اما نیاموختیم که چطور مردم را به همان خوبی مصیبت ها بفهمیم و اینكه چطور مردم را از صفر تا مثبت هشت بالا ببریم.
 
از خود پرسیده اید چرا روان شناسان برای درمان اعتیاد کمتر اقدام می کنند. برای پاسخ می توان گفت:
1ـ فقدان آموزش ویژه در این حوزه برای روانشناسان ؛ همانند سایر متخصصان مراقبت بهداشتی ، اندك روانشناسانی هستند كه دانش پایه درباره ی مبتلایان به اختلالات مصرف مواد را كسب كرده اند و اساساً در حین آموزش و پس از فارغ التحصیلی كمتر عهده دار مسئولیتی در درمان اعتیاد بوده‌اند.
این فقدان آشنایی و مهارت بالینی مناسب ، باعث دلسردی و سلب جرأت حرفه ای آنان برای مواجهه صحیح با چنین بیمارانی می شود .
 
2ـ دومین علت اجتناب ، از این باور ناشی می شود كه، اختلالات مرتبط به مصرف مواد به بهترین وجه وقتی درمان می شوند كه در قالب برنامه های درمانی ویژه ی اعتیاد ارائه شود و امكانات چنین درمانی در دفتر درمانگر به صورت كافی وجود ندارد ! و به همین دلیل ، چنین بیمارانی را از پوشش درمانی خود محروم ساخته و آنان را به عنوان موضوعی بدیهی به برنامه های درمانی معتادان ارجاع می‌دهند . این موضوع حتی وقتی كه رابطه ی درمانی مناسبی بین درمانگر و بیمار برقرارشده است،رخ می دهد.
 
3ـ سومین علت اجتناب ، از این باور پایدار در بین درمانگران ناشی می شود كه مبتلایان به اختلالات مصرف الكل و داروها (موادمخدر) داوطلبان درمانی خوبی نیستند. این مبتلایان اغلب با ویژگیهایی مثل بی نظمی، تكانشی ، و پرزحمت ترسیم و به عنوان كسانی كه به درد سر و كله زدن در دفتر درمانگر نمی خورند ، تصور می شوند . این تصور قالبی این افراد را از پوشش درمانی محروم می‌سازد ولی واقعیت این است كه این متخصصین هستند كه نمی دانند چطور با مبتلایان به اختلالات مصرف مواد رفتار نمایند .
 
4ـ چهارمین دلیل اجتناب روانشناسان ، از طرفی ناشی از یك تعارض ایدئولوژیكی درازمدت و ناسازگار بین متخصصان بهداشت روان و از طرفی دیگر ناشی از مجرای اصلی نظام درمانی اعتیاد است. اغلب ، روانشناسان اعتیاد را به عنوان یك بیماری علاج ناپذیر می‌پندارند 
توسط : مشاورفا  در تاریخ : 26-05-1394, 12:40   بازدیدها : 403   
بازدید کننده گرامی ، بنظر می رسد شما عضو سایت نیستید
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید .