ورود به سایت   عضویت
ورود به سایت
» » » از کجا بدانیم فرزند نوجوانمان افسرده شده است؟

از کجا بدانیم فرزند نوجوانمان افسرده شده است؟

از کجا بدانیم فرزند نوجوانمان افسرده شده است؟

وجوانی مرحله سختی است  چون فشار درس مطالعات، فشار همسالان، در این سن تاثیر گذار است  وبرای نوجوان سختی هایی را به همراه دارد. این مسائل اغلب به افسردگی  منجرمی شود   پدر و مادر گاهی اوقات متوجه میشوند که اخلاق و رفتار فرزندشان تغییر کرده و خشن شده است . ما به شما برخی از نشانه های افسردگی در نوجوانان را معرفی میکنیم
افسردگي اغتشاشي در خلق است كه با درجات متفاوت غمگيني، ياس، تنهايي، نااميدي، شك در مورد خويشتن و احساس گناه مشخص مي شود بنابراين در مقاطعي كوتاه، فرد را تحت تأثير قرار مي دهند
کلمه ي "Depression "يا افسردگي از عبارت لاتين Deprimere به معناي در هم فشرده شدن گرفته شده است. از اين رو افسردگي به معناي احساس در هم فشرده شدن روح، غم يا بي ارزشي است
   افسردگی اختلالی است که برتفکر ، خلق ، احساسات ، رفتاروسلامت جسمی شماتاثیر می گذارد. وپیش از این عقیده براین بود که تمام آن در سر شماست واگر واقعاٌ تلاش کنید می توانید خود را از آن رها کنید.
افسردگی یک بیماری جسمی – روانی ،  است که می تواند در روان افراد نشانه های مختلف  رااز خود بروز دهد اما درهرکس میزان و ابعاد این نشانه ها با دیگری متفاوت است. اکثر مبتلایان هم علایم جسمانی وهم علایم روانی از خود بروز می دهند ولی نشانه های در افراد می تواند شدت وضعف داشته باشد . بعضی از افراد که هیچ نشانه ای از وجود افسردگی درخود نشان نمی دهند ، ناگهان رفتار غیرعادی پیدامی کنند .
افسردگی پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای زندگی است وتنها زمانی نا بهنجار تلقی میشود که یا با واقعه ای که رخ داده متناسب نباشد ویا فراتر از حدی که برای اکثر مردم نقطه ای آغاز بهبود است ادامه یابد ومشخصه ای اساسی افسردگی ناامیدی وغمگینی است .
افسردگی نوجوانی
افسردگی در دوره نوجوانی کوتاه مدت است که با مشاهده حقایق و خراب شدن رویاها و تصورات ایجاد می شود و بعد از مدت کوتاهی به تدریج از بین می رود . ولی به هر حال ، بیماری افسردگی ناشی از پیچیدگی های خاص روانی شخص می باشد.(میلانی فر –1370)
تاریخچه افسردگی
این اختلال از زمان بابلی ها مورد شناسایی قرار گرفته بود100 سال پس از میلاد کورنلیوس سلسوس افسردگی را ناشی از سفرای سیاه معرفی کرد. رول فالره در 1854 میلادی حالتی را توصیف کرد وآنرا جنون ادواری نامید و ادلف میر در1905 واژه افسردگی را به جای ملانکولیا جایگزین کرد.
در اواخر قرون وسطي، رهبران مذهبي اروپا بر اين عقيده بودند که افسردگي به واسطه ي نفوذ و تسلط ارواح شيطاني بر انسان به وجود مي آيد. به همين دليل ساليان دراز، افسردگي با روش هايي مانند شلاق زدن ،حجامت، جن گيري و سال هاي اخير با دوش گرفتن آرامش بخش تحت درمان قرار مي گرفت
در نهايت با کشف داروي ضد افسردگي در دهه ي 60 ميلادي  و تسکين افسردگي با تجويز اين داروها، کم کم روش هاي خرافي برچيده شد
آمار
ü     در حدود ۲۰ درصد افراد، افسردگی را در نوجوانی تجربه می کنند
ü     حدود ۵ درصد نوجوانان، به طور دائم  دچار افسردگی شدید هستند
ü     حدود ۸.۳ درصد نوجوانان ، دست کم یک سال افسردگی را  تجربه می کنند
ü     ۱۵ درصد نوجوانان  افسرده، سرانجام به اختلال دوقطبی مبتلا می‌شوند
ü     ۲۰ تا ۴۰ درصد آنها، بیش از یک بار در دوسال پیاپی به افسردگی دچارمی شوند
ü     ۷۰ درصد ، قبل از رسیدن به بزرگسالی بیش از یکبار افسرده می شوند
ü     دوره‌های افسردگی نوجوانان معمولا ۸ ماه طول می کشد
ü     ۳۰ درصد نوجوانانی که به افسردگی دچار می شوند، مشکلات بسیاری هم در مورد  مصرف موادمخدر پیدا می‌کنند.
ü     کمتر از ۳۳ درصد نوجوانانی که به افسردگی دچار می شوند ، تحت درمان قرار می گیرند
ü     يافته های جديد نشان مي‌دهد كه دوران نوجواني براي دختران دشوارتر از پسران و آنها مستعد افسردگي هستند
ü     دختران قبل از نوجواني علايم كمتري از افسردگي بروز مي‌دهند، اما پس از 12 سالگي ميزان گرايش به افسردگي در آنها افزايش مي‌يابد، به گونه‌اي كه در سن 15 سالگي بيشترين ميزان افسردگي را دارند
ü     در مقايسه با دختران، پسران بيشتر در دوران كودكي افسردگي را ابراز مي‌نمايند ،كه در دوران نوجواني به ميزان قابل ملاحظه‌اي كاهش مي‌يابد.
ü     بیماری افسردگی مشکل شماره یک سلامت در سراسر جهان محسوب می شود. در کشور ما نیز رتبه اول بیماری ها را افسردگی تشکیل می دهد
ü     امروزه به دلایل مختلف آمار افسردگی در میان جوانان روبه افزایش است و در ایران نیز سیر صعودی داشته است.
ü     از هر 12 نوجوان يک نفر به طور مشخص از افسردگي رنج ميبرد… قبل از آنکه به سن 18 سالگي برسد…
ü     تقريبا نيمي از نوجوانان افسرده که تحت درمان نيستند ميل به خود کشي در آنها ديده ميشود که اين سومين عامل مرگ و مير در اين سنين است…
نظریه های مربوط به افسردگی
ü     نظریه ی زیست شناسی
ü     نظریه ی روان کاوی
ü     نظریه های یادگیری
·        رویکرد تقویت
·        رویکرد شناختی
ü     نظریه رفتاری
ü     نظریه ی انسان گرایی ،هستی گرایی
نظریه ی زیست شناسی
نظریه زیست شناسی فرضش بر این است که علت افسردگی یا
در ژن ها و یا در بعضی کارکرد های ناقص فیزیولوژیکی است که احتمال دارد مبنای ارثی داشته باشد،یافته های بدست آمده از تحقیقات صورت گرفته بر روی دوقلوها از سال 1930نشان می دهد که افرادی که در بعضی موارد افسردگی راتجربه می کنند حداقل در دو نسل ازبستگانشان چنین رفتارهایی مشاهده شده است.
نظریه ی روان کاوی
در نظريه روانكاوي ، وقتي به دلائلي نياز شخصي به محبت و مواظبت در دوران كودكي ارضاء‌ نشده باشد ، از دست دادن چيزي در دوران بعدي زندگي سبب مي شود كه شخص بحالت درماندگي و افسردگي واپس روي كند. فرد مبتلا به افسردگي احساسات خصمانه خود را واپس مي زند چون مي ترسد كساني را كه به حمايتشان نياز دارد از دست بدهد مطالعات روان شناختی ،افسردگی را واکنش پیچیده در قبال از دست دادن چیزی توصیف می کند. پس بخشي از رفتارهاي شخص افسرده نمودار نياز او به محبت است
فروید(1957)در اثر خود تحت عنوان "سوگواری و مالیخولیا "سوگواری طبیعی و مالیخولیا "افسردگی "را پاسخ هایی به از دست دادن شخص یا چیزی مورد علاقه توصیف می کند .به هر حال ،فرد مبتلا به مالیخولیا بر خلاف فرد سوگوار دچار خود کم بینی فوق العاده "عجز در خود”در مقیاس کلی است .(ازادگان ،1364)
افسردگی نخستین  اختلال توصیف شده است که در آن به جای میل جنسی ،عواطف به عنوان عاملی مرکزی مطرح می شود.مالیخولیا به نظر فروید اندوهی افراطی ،مشوش کننده ،مهمتر و غالبا نامربوط به محیط است که ظاهرا برای فرد دیگر بی مورد تلقی می شود.فروید اعتقاد داشت فرد افسرده و جوان فراخودی قوی و تنبیه کننده دارد. او بر احساس گناهی که وجدان به وجود می اورد تاکید میکند . فروید فکر می کرد علت اینکه وجدان تا این اندازه قوی می شود به خاطر کنترل احساسات ،عصبانیت و پرخاشگری است که در غیر این صورت ممکن است عینی ظاهر شود و به دیگران آسیب برساند.
نظريه يادگيري
نظريه هاي يادگيري درباره افسردگي بيشتر بر شيوه هاي زندگي فعلي فرد تمركز دارند ،‌ تا به تجارب گذشته او
نظريه يادگيري براي تحليل افسردگي بر دو  :عامل تكيه دارد
ü     تقويت
ü     عوامل شناختي
                                                                                                                                     رويكرد تقويت
افرادبه اين علت افسرده مي شوند كه در محيط زندگيشان كوچكترين تقويتي وجود ندارد وقتي افراد افسرده وغيرفعال مي شوند براي مدتي از همدردي اطرافيان و نزديكان بهرمند مي شوند ولي پس از مدتي از آنجا كه اطرافيان از فردي كه پذيراي شادي نيست زود خسته مي شوند كم كم از روابط متقابل بين فرد افسرده و ديگران كاسته مي شود و باعث انزواي اجتماعي و ناخشنودي فرد افسرده مي گردد،
 به همين ترتيب دور باطلي بوجود مي آيد كه باعث كاهش تقويت و كاهش فعاليت فرد افسرده مي شود
 
رويكرد شناختي
اين رويكرد بر ديدگاه فرد درباره خود و جهان اطراف خود تاكيد دارد ، نه بر اعمال فرد . بر طبق اين نظريه در افراد مستعد به افسردگي اين نگرش وجود دارد كه خودشان را از يك ديدگاه منفي و انتقاد آميز بنگرند ،‌ به اين شكل كه آنان بيشتر در انتظار شكست هستند ،‌ تا موفقيت شاید بتوان گفت امروزه یکی از بانفوذترین نظریه های روان شناختی افسردگی ، دیدگاه شناختی است.
محققان تحقیقات زیادی در مورد شناخت درمانی و نتیجه موثر آن نسبت به روش دارو درمانی انجام     داده اند .یکی از این تحقیقات در مرکز شناخت درمانی دانشکده ی پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا به وسیله جان راش و ارون بک و ماریا کورواکس و استیون هولون با استفاده از روش تحقیق آزمایشی صورت گرفته است.
.بک عقیده دارد که افسردگی اختلال تفکر است اختلال خلق وی افسردگی را بهترین وجه مثلث شناختی افکار منفی درباره ی خود ،موقعیت و آینده توصیف می کند .شخص افسرده واقعیت ها را به طریق منفی تعبیر می نماید  و روی جنبه های منفی هر موقعیت تمرکز می کند و در مورد آینده نیز نظر ناامید کننده و بدبینانه ای دارد.
نظریه شناختی در مورد افسردگی
ü     نظریه های اسنادی مانند درماندگی آموخته شده  :
مدل اسنادی درماندگی آموخته شده بیان می‌کند که افراد وقتی با حادثه‌ای‌برخورد می‌کنند، ممکن است به شیوه‌های مختلفی آن را تبیین کنند. چگونگی‌تبیین این حوادث بر رفتار آینده آنها تاثیر می‌گذارد
ü     نظریه هایی که بر جنبه های شناختی فشار روانی تاکید دارند ،
ü     نظریه های پردازش اطلاعات
ü     الگوی تحریف شناختی "بک” است
دیدگاه رفتاری
متخصصین این حیطه چنین فرض می کنند که افسردگی و فقدان تقویت به هم وابسته اند .بسیاری از نظریه پردازان یادگیری نیز به طور گسترده ای تحت تاثیر مطالعات اسکینر در مورد شرطی کردن عامل (کنش گر )قرار گرفته اند.
آزمایش های انجام شده نشان می دهند که رفتارهای آدمی میتواند به طریقی مشابه دستکاری شود .عقایدناشی از کار اسکینر با تاکید بر تعامل اجتماعی ،مخصوصا روی این موضوع است چطور رفتار افراد دیگر می تواند به عنوان عامل تقویت کننده عمل کند.میزان پایین بازده رفتار و احساس غم یا ناراحتی همراه با افسردگی ناشی از میزان پایین تقویت مثبت است .از نظر آن دیدگاه نقص در مهارت های اجتماعی یکی از علل عمده میزان پایین تقویت به شمار می آید ،همچنین افسردگی و تقییر رفتار افراد ،آنها را کمتر دوست داشتنی می سازد .بنابراین ،نوعی چرخه معیوب به وجود می آید . لذا ،آشنایان تا حد ممکن سعی کنند برخوردشان را با افراد افسرده کم نمایند ،در این هنگام میزان تقویت فرد بیش از پیش کاهش می یابد  ودر نتیجه ،افسردگی تشدید می شود.
دیدگاه انسان گرایی ،هستی گرایی
فقدان عزت نفس از موارد مهمی است که نظریه پردازان هستی گرا به آن توجه کرده اند ،این نظریه پردازان بر وجود تفاوت بین خود آرمانی شخص و درک وی از واقعیت عموم تاکید دارند .احتمالا وقتی تفاوت بین آرمان و واقعیت به قدری زیاد باشد که فرد نتواند آنرا تحمل کند ،افسردگی ایجاد می شود .( نجاریان و همکاران -1373)
انواع افسردگی
ü     افسردگی عصبی
ü     افسردگی روحی
ü     افسردگی بالینی
ü     افسردگی دوقطبی (اختلال شیدایی ـ افسردگی )
افسردگی عصبی
نوعی از افسردگی است که به صورت امری غیر معمول ،طولانی و ممتد در فرد مریض ظاهر می شود ،مانند از دست دادن شخص مورد علاقه ای که از محبوبیت خاصی نزد فرد برخوردار بوده است.
افسردگی روحی
بدون هیچگونه علت قابل توجهی در زندگی فرد بیمار نمایان می شود ،در این نوع افسردگی عوامل بیوشیمیایی(قند خون بالا ،کم کاری یا پرکاری تیروئید) تاثیر به سزایی دارد .وقایع محیطی ممکن است این نوع عوامل را تسریع کند .همچنین خیال های باطل در فرد ، احساس نا امیدی ،عذاب ناشی از گناه ،بی ارزشی در بیمار افسرده روحی مشاهده  می شود.(فرجاد-1373)
افسردگی بالینی
این افسردگی با ناتوانی و خسته شدن از زندگی شناخته می شود . نداشتن علاقه برای فعالیتهای خارج از خانه ، احساس شدید نا امیدی و بی ارزشی و احساس گناه ، افکار منفی ، حس پوچی زندگی ، تغییر وزن از جمله نشانه های افسردگی بالینی هستند . این علائم می توانند با افزایش فعالیت های روزانه کاهش یابند و با کاهش فعالیت ، شدت می یابند
افسردگی دوقطبی (اختلال شیدایی ـ افسردگی)
نوعی افسردگی است که در آن خلق بیمار دچار نوسانات شدیدی می شود، و ارتباطی بین خلق بیمار و آنچه كه واقعاًدر زندگی بیمار رخ می دهد وجود ندارد. سیر بیماری بدین نحو است كه به طور یك در میان ولی نامنظم ، یك مدت فرد دچار سرخوشی و فعالیت زیاد بدون توجیه است (شیدایی ) و به دنبال آن دچار افسردگی شدید می شود، و این سیكل به همین منوال ادامه پیدا می كند.
افسردگی از نظر میزان شدت
ü      افسردگی خفیف
ü     افسردگی متوسط
ü     افسردگی شدید
افسردگی خفیف
یعنی حالتی که احتمال دارد هر یک از افراد در بعضی مواقع به آن دچار شوند .این نوع افسردگی به علت عوامل متعددی به وجود می آید و دوام آن برای مدت کوتاهی است ،سپس از بین می رود
افسردگی متوسط
علائم افسردگی متوسط عبارتند از:
ü     ظاهر غمگین
ü     اضطراب وتحریک پذیری
ü     کاهش انرژی تمرکز ضعیف
ü     افکار بدبینانه و احساس گناه
ü     ناامیدی
ü     ایده های خودکشی
ü     کاهش وزن
ü     کاهش اشتها
ü     کاهش میل جنسی
ü     اختلالات خواب
افسردگی شدید
بیمار با نوعی گیجی و سردرگمی روبه روست و دچار اختلالات رفتاری می شود.لذا ،از شدت بیشتری برخوردار است و به همین سبب معالجه مدت زیادی طول می کشد تا به حالت عادی بازگردد
مشخصات افسردگی شدید
ü     خونسردس عادی
ü     بی عاطفگی
ü     بی تفاوت بودن نسبت به اوضاع و احوال
ü     کناره گیری از دیگران
ü     توهم
ü     بهانه جویی
ü     بیقراری  وبه درون خود فرو رفتن
ü     نا مرتب بودن تکالیف مدرسه
ü     کثیف بودن سر و وضع شخص
ü     کمبود دقت و توجه
ü     تمرکز حواس اندک
ü     امتناع از رفتن به مدرسه
ü     تغییرات خلق و خو
ü     غم و اندوه.
توسط : مشاورفا  در تاریخ : 2-07-1394, 23:41   بازدیدها : 903   
بازدید کننده گرامی ، بنظر می رسد شما عضو سایت نیستید
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید .