ورود به سایت   عضویت
ورود به سایت
» » » بازگشت به ساحل نجات

بازگشت به ساحل نجات


پايان دوران كودكى، آغاز دوره جديدى است كه هر انسانى بايد آن را سپرى كند. حادترين، حساس ترين و بحرانى ترين دوران زندگى هر انسانى است كه لاجرم بايد از اين گردباد شديد عبور كند. اين گردباد چنان همه وجود نوجوان را دست خوش تغيير مى كند كه او را دچار بحران هويت، تحير و سرگشتگى مى كند. چنين فردى با ورود به اين مرحله هرگز آرام ندارد، همواره در حال جنب وجوش و التهاب است. بر موجى سوار است كه هر لحظه انتظار رسيدن به ساحل نجات را دارد. بى قرار است و به هر سو مى زند تا خود را به ساحل برساند. اين همان چيزى است كه والدين را شديدا نگران كرده و موجبات تشويق خاطر آنان را فراهم مى آورد. بنابراين، آشنايى با شيوه برخورد با آنان، ابتدايى ترين و ضرورى ترين نياز و ابزار براى كسانى است كه به نحوى با نوجوانان برخورد مى كنند. از لحاظ روان شناختى، براى برخورد مناسب و سازنده با يك نوجوان و جوان، سه اصل مهم  را به عنوان اصلى ترين و كارآمدترين ابزار مناسبات ميان خود و جوان و نوجوان در نظر بگيرد.
الف. اعتمادسازى و جلب اعتماد از ابتدايى ترين ابزار يك مربى و يك مبلغ و يك پدر و مادر فهيم و فرهيخته اى است كه براى درك فرزند نوجوان و جوان خويش به كار مى گيرند. در واقع، جلب اعتماد، پذيرش و مقبوليت فرد توسط مخاطب است. جوان و نوجوان بايد ما را بپذيرد و تا زمانى كه ما را به ديده قبول ننگرند و احساس نكنند كه ما آن ها را درك مى كنيم، چيزى از ما نمى پذيرند.
ب. فاصله زدايى و تفاوت زدايى، از ديگر مكانيسم هاى روان شناختى برخورد با نوجوانان و جوانان است. فاصله زدايى به معنى زدودن و كاستن فاصله ها و احساس همدلى و هم احساس شدن با مخاطب و القاى قرابت و شباهت خود با مخاطب است. در حقيقت با اين كار، جوان و نوجوان احساس مى كند نه تنها بين او و طرف مقابل هيچ فاصله و شكاف طبقاتى وجود ندارد كه رابطه اى كاملا صميمى و همدلانه وجود دارد.
لازمه تاثيرگذارى بر فرد، علاوه بر پذيرش، باور داشتن به ظرفيت هاى اوست .
ج. ذهنيت شناسى مخاطب نيز از ديگر مكانيسم هاى روان شناختى برخورد با كودكان و نوجوانان است. ذهنيت شناسى به اين معناست كه بدانيم مخاطب چگونه مى انديشد، به چه مى انديشد و مشكل اصلى او چيست و درباره ما چگونه مى انديشد. ذهنيت شناسى، در واقع داشتن هنر مخاطب شناسى است و اين كه در ذهن مخاطب نوجوان و جوان چه مى گذرد.
براى حسن برخورد با مخاطب، به ويژه نوجوانان و جوانان، از منظر روان شناسى عمدتا به سه شيوه مى توان عمل كرد:
الف . رعايت نكات شكلى و صورى : يكى از قالب ها و سبك هاى برخورد با مخاطب اين است كه از لحاظ شكلى، ظاهرى و صورى به نكات ذيل توجه نمود:
1 . رعايت جاذبه هاى صورى: در برخورد با نوجوانان و جوانان، به ويژه كسانى كه از موضع يك مربى و يا مبلغ برخورد مى كنند، بايد جاذبه هاى صورى از جمله رعايت روان شناسى برخورد، رعايت نوع رنگ پوشاك و به كارگيرى رنگ هاى شاد و دلنشين را مراعات نمود . طبيعى است كسانى كه از موضع يك مربى و معلم در برخورد با مخاطب از نوع پوشش با وقار، سنگين، پاكيزه، داراى رنگ جذاب و شاد استفاده مى كنند، به مراتب تاثيرگذارتر از افرادى هستند كه از پوشش مناسب و يا از نوع رنگ شاد استفاده نمى كنند .
2 . برخورد با نشاط و گشاده رويى
: اساسا بهترين نوع برخورد با مخاطب، بويژه در نوع برخوردهايى كه جنبه تربيتى داشته و از موضع مربى و معلم و مبلغ صورت مى گيرد، علاوه بر داشتن هنر مخاطب شناسى و برخوردارى از جاذب هاي ظاهرى و شكلى، مى بايست با نشاط و شادى و با گشاده رويى با مخاطب برخورد نمود . روشن است كه تاثير سخن و رفتار چنين افرادى به مراتب بيش از افرادى است كه از جاذب  هاي ظاهرى برخوردار نبوده، از هنر مخاطب شناسى بى بهره اند و نيز در نوع برخورد رعايت ادب، وقار، نشاط و گشاده رويى را نمى كنند . البته، كسانى كه از چنين هنرهايى بى بهره اند، فاقد نفوذ كلام نيز خواهند بود .
3 . به كارگيرى ادبيات دلنشين به فراخور حال مخاطب: از ديگر نكات لازم  و از جهت صورى و شكلى در برخورد با مخاطب، به ويژه جوانان و نوجوانان، به كارگيرى زبان و ادبيات شيرين و دلنشين به تناسب فهم و درك مخاطب است . قطعا نوع زبان، ادبيات و برخوردى كه با يك كودك، نوجوان و جوان و يا فرد ميان سال به كار مى رود، بايد متفاوت باشد . مربيان و معلمانى كه در برخورد با افراد مختلف و مخاطبين متفاوت، به تناسب سطح فهم و درك مخاطب و با شناخت درست مخاطب، از شعر، استعاره و ادبيات زيبا و دلنشين استفاده كنند، صد البته كلامى نافذتر از ديگرانى دارند كه از اين هنر بى بهره اند و اين ها حتما موفق ترند .
بهترين راه موفقيت و تاثيرگذارى بر مخاطب اين است كه از در دوستى با او وارد شده و صميمانه با او برخورد كرد، نه از موضع قدرت .
ب . رعايت اصول تكوينى و باطنى
مراد از اصول باطنى و تكوينى، اصولى است كه فرد بايد بدون فريب، اغوا، دورويى و تصنع بدان معتقد بوده و عملا بدان ملتزم و پاى بند باشد . اجمالا، محورهاى زير را مى توان در قالب اين اصول تكوينى و باطنى مطرح كرد .
1 . خيرخواهى و خلوص نيت در برخورد: اساسا از جمله رمز و راز موفقيت در زندگى و در هر كارى، خلوص نيت است . آن گاه كه مخاطب احساس كند كه مربى در بيان و رفتار خود جز خلوص نيت و خيرخواهى ندارد، با جان و دل سخنان او را پذيرفته و وى را به عنوان الگو مى پذيرد .
2 . صداقت در گفتار: اگر جوان يا نوجوان احساس كند كه مربى در گفتار خود صادق است و بدون كم ترين چشم داشت و به درستى و راستى قصد راهنمايى جوان يا نوجوان را دارد، البته، با جان و دل و صميمانه كلام او را مى پذيرد .
3 . ايمان و باور حقيقى به شايستگى هاى جوان و نوجوان: از ديگر اصول لازم  اين است كه مربى بايد قابليت، استعداد و ظرفيت ها و شايستگى هاى جوان و نوجوان را باور داشته باشد و او را بپذيرد تا بتواند در او تاثيرگذار باشد . اگر حقيقتا مربى به شايستگى ها و ظرفيت هاى جوان معتقد نباشد، چگونه مى تواند او را هدايت و يا ارشاد نمايد؟ لازمه تاثيرگذارى بر فرد، علاوه بر پذيرش، باور داشتن به ظرفيت هاى اوست .
4 . دورى و اجتناب از برخورد از موضع قدرت: از ديگر رمز و راز موفقيت يك مربى اين است كه به عنوان يك دوست و رفيق با جوان و نوجوان برخورد نمايد . دوستانه و صميمانه مسائل و مشكلات وى را به او متذكر شده و راه چاره اى براى آن بيابد . طبيعى است كه برخورد از موضع قدرت و قوت، با لجاجت و عدم پذيرش نوجوان و جوان مواجه خواهد شد 
 5 . پاى بندى عملى بدانچه توصيه مى كند: از ديگر رموز موفقيت مربى اين است كه بدانچه توصيه، راهنمايى و ارشاد مى كند، خود عملا پاى بند باشد . طبيعى است، كسى كه خود به صفتى پاى بند نيست و عمل نمى كند، در صورتى كه آن را به ديگرى توصيه كند، مورد پذيرش و مقبول واقع نمى شود .

توسط : مشاورفا  در تاریخ : 25-05-1394, 22:50   بازدیدها : 441   
بازدید کننده گرامی ، بنظر می رسد شما عضو سایت نیستید
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید .