بدبینی

38 بازدید
سوال شده 22 دی 1395 در عمومی توسط T.r
سلام و خسته نباشید.همسرم 38ساله است و خودم36سال.چند سال پیش به همسرم شک کردم و توسط کسی این شکم تایید شد که با دختر خانمی دوست بودن و چند بار از ایشون پرسیدم ولی انکار کردن,مدام گوشی همراهشون بود و چند دفعه بارفتن من گوشی رو پنهان میکرد.تا اینکه بهش اولتیماتوم دادم که دست از اینکار برداره و سربسته به پدرشون گفتم و همینطور گذشت تا شک من بیشتر شد و گیر دادنم به دیر آمدنشون به منزل و رابطه کم ولی توقعات مالیم رو برآورده میکردن و در مهمانیها حضور داشتن...و بعد از چند بار تیکه انداختن و اینکه از کسی که قبلا بهم گفته بود که ایشون بادختری دوست هستن که ایشون درویش بودن خواستم فکر ایشون را به سمت خانواده بکشونن و بعد از دوسال احساس کردم بهتر شدن و هیچ شکی نداشتم تا اینکه دوباره کم کم شکم شروع شده و دیر به منزل می آید و درضمن ایشون خ اهل کار و زندگی هستن و از نظرمالی و کاری در سختی هستن ولی بیشتر انتظارات مادی و معنوی رو برآورده میکنه و اینکه بیشترکارها و خریدها به عهده من هست یعنی خودم این رو میخواهم ولی ایشون میگه بمن بگو من میخرم یعنی بدون من چون فرصتشو ندارن و درراه برگشت از منزل بخرن.و الان میخوام بدونم چکار کنم که اذیت نشم چوم واقعا نمیدونم با کسی دوباره ارتباط دارن یانه و از نظر ارتباط خ خوب هستن ولی برای گوشیشون قفل با اثر انگشت گذاشتن چون دفعه قبل متوجه شد که موبایلشو چک میکردم و اینکه میگفت این خانمها همکار تو شرکت هستن..ولی الان تو شرکت هیچ دختری نیست و ایشون دانشجو هستن..لطفا راجع به برخورد من باایشون راهنمایی بفرمایید چون واقعا موندم که چکار کنم چون درخواست کردم پیش مشاور بریم ولی نیامدن.باتشکر.
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

...