مشکل با همسرم

213 بازدید
سوال شده آذر 13, 1395 در ازدواج و طلاق توسط سوگند
باسلام وخسته نباشید خدمت سرکارخانم موسوی.توروخداجواب منو سریع بدید خواهش میکنم.من خانمی۳۴ ساله و فوق لیسانس و معلم و شوهرم ۳۶ ساله فوق لیسانس و مهندس عمران.ازدواج ما ازطریق معرفی وچندجلسع اشنایی و نامزدی بعدم عروسی.نزدیک ۴ ساله ازدواج کردم.اینم بگم هم من هم شوهرم قبلا هرکدوم ی نامزدی داشتیم و بهم زدیم.راستش منو و شوهرم خیلی بهم علاقه پیداکردیم و همو دوست داشتیم ی سال عقدبودیم همه چی خوب بودتا اینکه شوهرم نزدیک جشن عروسی ی ماه قبلش بی تفاوتی و سردیش شروع شد حرفم نمیزد که مشکل چیه تا ازدواج کردیم بنای ناسازگاری رو گذاشت بهم محبت نمیکرد زیاد وقت برام نمیذاشت الان دیگه تو سال چهارم ازدواجیم ولی هیچ فرقی نکرده گوشیشو رمزدارکرده بهش شک کردم تا اینکه یبار پیامای عاشقانه که کسی براش فرستاده بود دیدم حتی عکس پروفایل ی زن هم بود بهش گفتم با دادو بیدار که نمیدونم و زدبیرون.دیگه اعتمادم بهش ازبین رفت چندبار دیگه رفتم سرگوشیش چندتا دیگه شماره مختلف با پیامای عاشقانه بعدکه بش گفتم باقسم اینکه باکسی نیستم بعدکه ازش خواستم بگه چرا شماره های زنای دیگه تو گوشیشه باکلی طفره رفتن گفت که من ماموراطلاعاتی و امنیتیم و اینا جزئ باندای خلافن و باید ی جوری باشون طرح دوستی میریختم و بدام مینداختمشون.من پیگیری کردم این شماره ها مال شهری بورن که شوهرم تو مجردیش اونجا چندسال کارکرده بود.ولی من اصلا هیچ کدوم حرفاشو باورنکردم دیگه اعتمادم بکلی ازبین رفته بااینکه همیشه توشهرخودمون و پیشمه ولی اگه بخوادفرضا ی ماموریت نصف روزه هم بره استرس میگیرم که نکنه با زنه قرار  داره یا وقتی سرکارمیرم همش توفکرم که الان که من نیستم داره باهاشون صحبت میکنه کلا ارامش ندارم باهاش.چندباردرخواست طلاق دادم میگه خودت برو درخواست بده منم میام امضامیزنم میخوادکه مهرمو نده.بادوستاش که بیرون میره میاد بوی الکل و لباسش بوی تریاک میده یبار قرص ترامادول ازجیبش پیداکردم ولی بروزندادم. خانم موسوی اینوبگم که اصلا نمیشناسمش و نمیدونم دارم باکی زندگی میکنم.خداروشکر بچه ندارم یکی سقط کردم اصلا نمیگه بچه میخوام.دست بزنم داره بخاطرهمین زیاد باهاش کل کل نمیکنم.وقتی ناراحتی داره حرف نمیزنه باپیام میگه چندبار باپیام بهم گفت دوستت ندارم اخلاقت تنده گیر میده بدبینی شکاکی حتی بهم گفت قیافتو دوست ندارم چون شبیه پدرتی.بعدکه اشتی میکنه بعدچندروز بهش میگم چرااون حرفا روزدی میگه باید عصبانیت میکردم ی جوری.باخانوادمم اصلا رفت و آمد نداره موقعی که بچه بودم پدرم ی خلافایی میکرد که بعد توبه کرد الان این آقا داره اینا رو تو سرمن میزنه که پدرت فلانه و باید باهاش قطع رابطه کنی و ازاین حرفا.مشکلاتم یکی دوتا نیست خانم موسوی نمیدونم چراتو این زندگی موندم و میدونم دارم باکی زندگی میکنم باهام مشاوره هم نمیره.ازدرآمدشم زیادخبرندارم نمیدونم که پول میکیره کی نمیگیره اخه سرموقع بشون نمیدن.شما بگید لطفا من بایدچیکارکنم بلاتکلیفم رابطم باخانوادمم زیادخوب نیست بااینکه انتخاب خودم بودولی انگارهمه رو مقصرمیدونم.اینم اضافه کنم که ازلحاظ جنسی شوهرم خیلی گرمه منم گرمم ولی اون خیلی زیاد هر روز اگه خونه باشم روزی چندبارازم میخواد.واقعا بعضی مواقع عصبی میشم ازش ولی منم تاجایی که بتونم انجام میدم.میخوام بگم ازلحاظ جنسی مشکل خاصی نداریم پس مشکلش بامن چیه؟؟؟؟

1 پاسخ

پاسخ داده شده 15 دی 1395 توسط سیداحمدمرتضوی
سلام شبتون بخیر

دو نکته ی اساسی در گفته های شما دریافت کردم .

1- نونگاه و عملکرد همسرتون که شما را زیر سوال می برد و شما از نوع نگاه به ارتباط و خیانت ذهن خود را در گیر کرده اید . ببینید بیش از 30 نوع خیانت داریم و حواسمون باشه بی گدار بهم نزنیم . ببینید بین بیسکوبیت شکسته و سالم چه فرقی است . همین تفاوت در انسانی که دچار خطا شده و آن که باعث خطا نشده می باشد. در هر دو اصل و ماهیت اصلی تغییر نکرده . مراقب ذهن که به خطا دریافت نکند باشید.

2- مسائل مربوط به همسر شما اول او خودش باید بخواهد تا بتوان برایش قدم برداشت و این بسیار مهم است.

پایدار باشید

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
شماره تلفن : 09121312713 , 22878323
شنبه و دوشنبه 10 صبح الی 19 خیابان شریعتی بالاتر از میرداماد بعد ازپمب بنزین ، نرسیده به ظفر ،کوچه ی امانی ، پلاک 2 ، طبقه 5 واحد 9 ، مرکز مشاوره ی راه سبز
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

...