ازدواج بعد از 4 سال دوستی و مخالفت خانواده

343 بازدید
سوال شده اردیبهشت 11, 1394 در ازدواج و طلاق توسط بهار
سلام
دختری هستم حدودا 20 ساله ، دانشجو،و 4 ساله ک با پسری دوستم با خانواده ایشون در ارتباط هستم و منو کاملا میشناسن و راضی به ازدواج ما هستن اما خانواده من اگه بفهمن دوست بودیم مخالفت میکنن چون خانواده مذهبی دارم اما خودم اینطوری نیستم، خواهرشون چند بار تماس گرفتن با مامانم که قرار جلسه خواستگاری بزارم اما مامانم قبول نکرد،نمیدونم باید چیکار کنم آیا باید همه چیز رو به خانوادم بگم؟ آخه حدود 3 سال پیش وقتی گفتم مخالفت کردن. ازین بلاتکلیفی خسته شدم ممنون میشم راهنمایی کنید

2 پاسخ

پاسخ داده شده اردیبهشت 12, 1394 توسط سیداحمدمرتضوی
سلام

در خصوص سوال شما و بیشتر از این در سوالات دیگر دوستان که اینجانب جواب داده ام مطلب وجود دارد. پیش نهاد می کنم آن ها را مطالعه کنید ودر صورتی که جواب دریافت نشد سوال را جزعی تر مطرح نمایید در خدمتم.

اما در خصوص پنهان کاری مسئله اصلی این است که یک روزی ماه از پشت ابر در می اید و شما برای اینکه همیشه نگران و حواست به خارج شدن ماه نباشد بهتر است آن را حل کنیم که نیاز به اطلاعات و تحلیل بیشتر می باشد . ودر کل شما باید برنامه خود را اگر می خواهید دانش افزایی خوبی انجام شود زمینه  دیدار حضوری را نیز برای خود داشته باشید. و نکته آخر3سال مسئله ی مهمی است باید دید آیا شما آنچ ه دریافت کرده اید در طرف مقابا صحیح است یا نه و آیا برای زندگی مشتر ک مناسب هستید یا نه که باز نیاز به تحلیل بیشتر دارد.

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
شماره تلفن : 09121312713 , 22878323
شنبه و دوشنبه 10 صبح الی 19 خیابان شریعتی بالاتر از میرداماد بعد ازپمب بنزین ، نرسیده به ظفر ،کوچه ی امانی ، پلاک 2 ، طبقه 5 واحد 9 ، مرکز مشاوره ی راه سبز
پاسخ داده شده اردیبهشت 20, 1394 توسط ده باشیان
با سلام
ممنون که با ما همراه هستید.

خانم محترم در فرهنگ ما احترام به خانواده جزء ارزشها و باور ما مردم است،بخصوص در پدیده مهم ازدواج علاوه بر ارتباط دختر و پسر ،بین دو خانواده ارتباط شکل می گیرد،لذا رعایت کفویت ها و اشتراکات بین دو خانواده هم، مهم است،از رویی شما برای بهره مندی از یک زندگی شاد و با آرامش نیازمند حمایت و همراهی خانواده هستی،پس به این نکته توجه داشته باش.
از سویی شما فرمودید تماس گرفته اند و مادرتان قبول نکرده اند،این مخالفت  به دلیل این مسئله بوده است که مادر شما،پسر و خانواده ایشان را همتراز و هم کفو با شما و خانواده شما ندیده است ازاینرو مخالفت کرده،مگر نه چه آرزویی برای یک مادر بالاتر از خوشبختی فرزندش.
شما در سنی که در اوج احساس و هیجانات قرار داشته اید وارد رابطه دوستی با پسری شده اید .نمونه ایی که از این دست، ما هزاران مورد شاهد بوده ایم.
بدون اطلاع خانواده،سالها به بهانه شناخت بیشتر، پیش میروند و زمانی که تصمیم به مطرح شدن باخانواده ها میرسد،مخالفت آنها شروع میشود،این وسط پسر و دختر در برزخی می مانند و حسرت زمانها و هزینه ها و...از دست رفته را میخورند.

بهرحال بنظر بنده،عجله نکنید!شما فرصت زیادی دارید، ازدواج درست و خوب می تواند ارمغان آور لحظات خوبی برای شما باشد .شما ارزشمندید و هنوز انتخاب در دستان شماست، زمانی را به خودآگاهی و شناخت خود اختصاص دهید.آیا این پسر مردیست که سازنده زندگی شماست،دوست دارید از او فرزند داشته باشید،چقدر به معیارها و ارزشهای شما نزدیک است،در این سالها او را شناختید یا علائق او را شناختید!!!
نگران 4 سال گذشته نباشید،شما گناه کار و بدهکار به او نیستید،آینده و زندگی شما مهمتر است،از مشاوره کمک بگیرید و مشورت کنید، خواستگاران دیگرتان را بسنجید،با همه تعصب ها و سختگیریها به خانواده تان اعتماد کنید و همراهی آنان را با جان و دل بپذیرید.
در پایان حرفی به یادگار:
انسان عاقل کسی نیست که  خوب را از بد بشناسد،انسان عاقل کسی است که خوبتر را از خوب بشناسد.
موفق و شاد باشید
به خداوند توکل کنید

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

...