حالم خوب نیست

218 بازدید
سوال شده شهریور 12, 1397 در اختلالات روانی توسط Sahar
سلام ۲۶ سال سن دارم خیلی سخت از کسی خوشم میاد پیدا کردن آدمی که بتونم قبولش کنم برام آسون نیست
قبلا که سنم کم بود خاستگارایی داشتم و نخاستم و حتی در برابر خانواده ایستادگی کردم و حرف حرف خودم شد
از ۲۲ سالگی به بعد رابطه های خیلی زیادی تو زندگیم داشتم که هیچ کدوم رابطه بد یا جنسی نبود همشون در حد آشنایی بود که به هر دلیلی نشد
خیلی ها همون هفته اول به پایان رسید چون می‌فهمیدم طرف اونی نیست که میخام
من خودمم دلم این همه رابطه و این همه آدم جور وا جور نمیخاست ولی پیش میومد
ولی اجازه نمی‌دادم رابطه الکی بزرگ بشه و به محض اینکه پی میبردم نمیتونم قطع رابطه میکردم
همین الان هیچ کدومشون یادمم نیست و اصلا از رفتنشون ناراحت هم نیستم
یه جور گریز از مرد سراغم اومده
دلم کسی رو میخاد که با ذهنیت من تطابق داشته باشه همه جوره
و حتی برام سن ازدواجمم مهم نیست
و مسئله دیگه که آزارم میده اینکه بعضی اطرافیان از روابط سابقم باخبر بودن و منو نگران میکنع
افرادی مثل خواهرم و بعضی از دوستانم
گاهی فک میکنم خیلی آدم بدی ام با این گذشته ام ولی بعد میگم خب اگه با یکی از اون موارد ازدواج کرده بودم بدتر از حال حاضرم بود
دلم موفقیت و پیشرفت میخاد یه آدم بلند پروازم و خوشحالم به خاطر بال های که دارم
گاهی دلم میخواد دیگه نباشم
به خاطر گذشته ای که بعضی ها میدونن  آینده نامعلوم و پر پروازی که بسته است
کمکم کنید
دارای دیدگاه شهریور 16, 1397 توسط بی نام
منم مثل شما بودم،درست یاد گذشتم افتادم اما با تمام وسواسم گیر مرد مطلقه افتادم که اولش نمی دونستم مطلقس انقدر محبت و قربون صدقه رفت تا دلمو برد و گفتم انقدر دوست داشتن مگه میشه؟تا اینکه منم خر شدم و گفتم طلاق گرفته که گرفته گناه نکرده با خواستگاری ایشون از من و پافشاری و دعوا در مقابل مخالفت های خانوادم بالاخره ازدواج کردم که لعنت بر اون لحظه ،هر لحظه یه اخلاق گندش ظاهر می شد و من به دلیل قول دادن به خانوادم که من خوشبخت میشم و پافشاریم مجبور بودم بسازیم تا اینکه بعد 3 سال با یه بچه از خونه بیرونم کرد و با خیانتی که کرده الآن با خانومی زندگی می کنه و من و بچم خونه ی پدرم آوار شدیم،همیشه عاقلانه انتخاب کن عشق شاید از بین بره ولی منطق ثابته،پدر مادرتون دشمنتون نیستن همه حرفاشون از دوست داشتنتونه حتما به حرفاشون دقت کنین و تو عمل به کار ببرین مثل من لجباز پر مدعا و آخرش نگون بخت نشین ایشالله که خوشبخت بشین

1 پاسخ

پاسخ داده شده شهریور 15, 1397 توسط روانشناس
سلام
در گذشته شما مسله تاریکی وجود نداشته و صرفا کسب تجربه و شناخت جنس مخالف بوده. که برای اینده لازم هست از ان استفاده بهینه داشته باشید.
شاید چیزهایی هست که در بیانش راحت نبودین.
اگر درونتان حرف نگفته هست میتوانید با یک مشاور صحبت کنید.
خوشبختانه شما بسیار جوان هستید و فرصت‌های خوبی پیش روی خواهید داشت. اما اگر اینگونه پریشان حال باشید ممکن است فرصت‌ها را از دست بدهید.

مـریم غفـار
کارشناس ارشد روان شناسی بالینی
مشاوره تلفنی : شماره هوشمند 9099071000 را بدون پیش شماره گرفته و سپس کد 80195 را وارد نمایید
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

...