مشکل با خانواده و اختلال روحی

93 بازدید
سوال شده شهریور 12, 1397 در اختلالات روانی توسط بی نام
سلام اقای دکتر ناظری وقتتون به خیر . من دختری ۱۸ ساله هستم از وقتی چشم باز کردم جلوم جنگ و دعوا و ناسزا و کتک کاری بوده پدرم بد دل و بد بین بود و البته معتاد حدود ۲ سالی میشه که به جلسات NA میره و ترک کرده و رفتارش بهتر شده اما تاثیراتش رو روی من گذاشته همیشه کمبود محبت و مقایسه شدن با بچه های فامیل رو داشتم . تصمیم گرفتم درسمو خوب بخونمو پزشک بشم تنها عشق زندگیم نیمی از وجودم یا شایدم کل انگیزه ام واسه ی ادامه ی زندگی و تحمل سختی ها . یک سالی میشه که فهمیدم هپاتیت Bدارم و اونو از مادرم به ارث بردم وقتی فهمیدم انگار عزیزترین  فرد زندگیمو از دست دادم تمام عشق زندگیم پزشکی بود که اونم خدا نخواست علاوه بر اینا هنوزم که هنوزه اجازه ی داشتم تلگرام و... ندارم اجازه ی بیرون رفتن با دوستام رو هم ندارم . با بیماری که دارم و کمبود دارو روی لبه ی تیغ حرکت میکنم دلم میخواد تا وقتی که هستم یه بارم شده به دل خودم زندگی کنم نه اونجوری که بهم تحمیل شده تا حالا چند بار خواستم خودمو خلاص کنم ترسم از مردم بود نه از خدا چون اون دنیا فقط خداست که زجرت میده ومیتونه قابل تحمل باشه نسبت به زجری که از خانواده و اطرافیان میکشم . چند بار ازشون خواستم ببرنم روانشناس ولی پشت گوش میندازن تو رو خدا بگین چی کار کنم خسته شدم دیگه طاقتم تموم شده ممنونم . تو رو خدا کمکم کنید خواهش میکنم دارم نابود میشم .
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

...