دوستی زن شوهردار باپسرمجرد

28,239 بازدید
سوال شده اردیبهشت 23, 1394 در ارتباط توسط ق.ف
باسلام.من یک خانم 41ساله متاهل دارای دو پسر9و3ساله چندی پیش از طریق وایبرتو باسپر مجرد 31ساله اشنا شدم و از طریق صحبت وچت علاقه دو طرفه ایجاد شد که میخواست منو بیرون ببینه که من دیگه کات کردم. واو اصرار میکرد که حتی پیشنهاد طلاق از شوهر وازدواج با اون روهم داد.الان 4ماه از کات کردن من میگذره ولی به اون علاقه دارم ودلبسته شدم ونمیتونم فراموش کنم از زندگی با همسرم چندان راضی نیستم ولی به خاطر پسرام کنار میام. از طرفی ازدواج با پسر مجرد که 10سال ازمن کوچکتره عاقلانه نیست. ومشکلات عدیده میشه با دلبستگیم چکارکنم اون فعلا فقط قصد دوستی داشت. با تشکر
دارای دیدگاه اردیبهشت 23, 1394 توسط بی نام
خانم فکر کن این مشکل رو کس دیگه ای اینجا مطرح کرده بود.پاسخ تو چی بود.این یک هوسه .الکی بی علاقگی به همسر و بخاطر بچه را بهونه نکن.تا کجاش رفتی .ازدواج.خدا میدونه الان رفتار تو مادر فداکار که در اتش عشق می سوزه با اون بچه ها چطوره.ولی اگه واقعا میخوای رابطه بزاری اینقدر جنم داشته باش که رک و راست به شوهرت بگی و جدا بشی .وگرنه نکنه روزی از اونایی باشی که تو روزنامه بنویسن مردی زنشو بخاطر ... کشت ویا بنویسن زنی شوهر و بچه هاشو بخاطر ... کشت.
دارای دیدگاه اردیبهشت 23, 1394 توسط بی نام
با سلام دوست عزیز
من می تونم خوب راهنماییت کنم،  چون خودم این تجربه رو داشتم. منم زمانی تو وی چت عاشق کسی شدم، یه عشق سالم و به ظاهر دو طرفه، فقط می تونم بگم عشق در دنیای واقعی وجود داره و نه مجازی. اون مردی که ادعای عاشقی میکرد به مرور زمان و در دنیای واقعی روی دیگه خودشو نشون داد. من به عنوان یه دوست می گم همسر و فرزندانتون رو دوست داشته باشید و بهشون عشق بورزید، اونها دنیای واقعی شما هستند. از خدا هم بخواهید که این احساس به ظاهر عشق رو ازتون بگیره، براتون آرامش آرزو می کنم.
دارای دیدگاه اردیبهشت 25, 1394 توسط بی نام
کاملا مشخصه این آقا هیچ وقت با شما ازدواج نخواهد کرد. شاید مدتی با هم باشید و بعد ناپدید بشه . ممکن است ازدواج کنه اگر مشکل شخصیت داشته باشه. به هر حال شما مسئول دو فرزندتون هستید.
بهتره تمام تلاشتون رو برای حفظ زندگی تون بگذارید و روش کار کنید تا تنشهاتون با همسرتون از بین بره.
دارای دیدگاه تیر 2, 1397 توسط بی نام
ای خداااا

1 پاسخ

پاسخ داده شده اردیبهشت 23, 1394 توسط Zamany

سلام دوست عزیز

چقدر خوبه که شما با اینکه دلبسته شدین این آگاهی رو دارین که این رابطه عاقلانه نیست.

استرس زندگی، مسئولیت فرزندان و گاهی بی توجهی های همسر همه باعث میشن ماها گاهی در دنیایی که در ذهنمون میسازیم به طور رویایی دلبسته بشیم تا کمی از افسردگی و اضطرابمون کم بشه. به احتمال زیاد در آغاز زندگی مشترکتون مشابه همین حسو نسبت به همسرتون هم داشتین که در طول مشکلاتتون در رابطه با همسر این دلبستگی کمرنگ شد و شما از آنجایی که یک زن هستین باید یک عشقی رو برای احیای  میل به زندگی در فضای ذهنی خلق کنید. ( زنها خلاقند و دوست دارند با عشق زندگی کنند )

پیشنهادم این هست که به جای ملامت خودتون و تمرکز بر غیر طبیعی بودن این رفتار، روی یک کاغذ آسیبهایی که در زندگی عاطفیتون چه گذشته و چه اواخراتفاق افتاده و باعث شده شما به افراد خارج از زندگیتون برای خلق عشق پناه ببرید رو بنویسید و با یک مشاور راهکارهای مناسب دیگر رو بررسی کنید.

در مرحلۀ بعد چیزهای خوبی که با این رابطه به دست خواهید آورد رو روی کاغذی دیگر بنویسید و رو بروی آن چیزهای خوبی که الان در زندگی دارین  و با این رابطۀ جدید اونها رو از دست میدین رو بنویسید وبعد تحت نظر یک روانشناس با بررسی دقیق نوشته هاتون یک تصمیم درست بگیرین.

برخی روابط هم پل برگشت رو خراب میکنند و هم راه آینده رو.

این حس زیبایی شناختی و عاشقانه رو  در مسیر سازنده تر مصرف کنید حتما برایتان بهتر از یک رابطه با عواقب مجهول هست.

با آرزوهای زیباترین روزها برای شما

 


کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
شماره تلفن : 77880665
کلینیک روان درمانی ملک. تهرانپارس فلکه اول خیابان 152 شرقی جنب بانک کارآفرین پلاک 74 طبقه 2 واحد 7
دارای دیدگاه اردیبهشت 24, 1394 توسط احسان
سلام خانم محترم و از همه مهمتر كسي كه بهشت زير پاي شماست.
براي من هم اين اتفاق افتاده سر كار خانم منتها جاي من و شما برعكس بود.همه چي از يك پيامك شروع شد كه به اشتباه فرستاده شده بود براي من توسط يك خانم.دقت داشته باشيد فقط يك پيامك.و من از روي كنجكاوي پيگير شدم و فهميدم كه اشتباه شده ولي اون خانم همچنان ميتازيد براي خودش تا اينكه من روز دهم متوجه شدم ايشون شوهر و بچه دارن و سريعا توجيه كردم ايشون رو از عواقب حتي اين پيامك ها و اونم اين بود كه الان خدمت شما هم عرض ميكنم در چند سوال كوتاه
١.خودتونو بزارين جاي همسرتون
٢.اگر ايشون به جاي شما بود طرز فكر شما چي بود
٣.چه برداشت و چه برخوردي باهاش ميكردين
٤.باوري كه از همسرتون داشتين يا اعتمادي كه تو ذهن و قلبتون به ايشون داشتين به چي تبديل ميشد
٥.و مهم تر از همه بچه شما اونم تو اين جامع كثيف كه بچه دبستاني از من و شما از رابطه جنسي بهتر سر در مياره يا دوست پسر بازي و غيره چي فكر ميكرد
ايا فكر نميكرد اين امريست نرمال چون اگر بد بود مامانه من اين كار رو نميكرد
من عذر ميخوام كه زياده گويي كردم اما با گناهش كاري ندارم چون قبول ندارم اين اسلام رو اما اينايي مه عرض كردم محور اصلي و اسيب هايي هست كه بايد پاسخ گو ياشين فقط براي يك حوس و شايد عدم رابطه جنسي مناسب با همسر محترمتون
دارای دیدگاه اردیبهشت 26, 1394 توسط بی نام
اگر همسرت رانمیخوای روراست باش و جداشو چون اگه گند رابطه پنهانی دربیاد اونوقت تا اخرعمرت بچه ها و شوهرت به چشم پستترین موجودبهت نگاه می کنن البته اگه بلایی سرت نیاد.صداقت بزرگترین سرمایه هر انسانی است واگه ازدست بره دیگه اون انسان بی ارزشترین فرد درنزد اطرافیان و کسانی میشود که اورامیشناسن.رسوایی و بی آبرویی انسان را نابود و ناچیز می کند.
دارای دیدگاه اسفند 15, 1396 توسط تنها
سلام.من همچین اتفاقی برام افتاده.خیلی تلاش کردم که طلاقم رو بگیرم ولی نشد.افسرده شدم.به ظاهرم دارم با همسرم زندگی میکنم ولی واقعا دوستش ندارم.البته دیگه اون نفرت اولیه رو ازش ندارم.آدم بدی هم نیست.
الانم نمیدونم چیکار کنم کار. خلافی هم نکردم یه دوستی معمولی داشتم با یه پسر مجرد که خیلی دوستش دارم یه مدت ۸ ماهم گذاشتمش کنار ولی انگار اونم نمیتونه فراموش کنه و دوباره تازگیا دوست شدیم البته فعلا با تلفن فقط حرف میزنیم و. گاها هم بیرون اتفاقی همو میبینیم
عاجز شدم چیکار کنم خیلی با خودم درگیرم
دارای دیدگاه اردیبهشت 26, 1397 توسط بی نام
فقط بذارش کنار....
دارای دیدگاه تیر 2, 1397 توسط بی نام
منم همین مشکلو دارم با پسری دوس بودم ولی جدا شدم هزاران کیلومتربینمون فاصله اس وفقط مجازی در ارتباط بودیم ولی خیلی بهش وابسته شدم فکرم همش پیششه
دارای دیدگاه شهریور 24, 1397 توسط fatima
سلام من تازگیا با ی پسر مجرد اشنا شدم .البته بگم من اصلا ب فکرمم نمیرسید ک ی پسر مجرد با ی بار دیدن توی کافی نت پیگیر بشه تا باهاش دوس بشم الان دو ماهه بعد از هزار جور حرف و حدیث منم وابستش شدم دوسش دارم ولی اینو میدونم عاقلانه نیس چون من متاهلم ۴سالم فاصله سنی داریم درسته زندگیم از اول سرد بود اما با اومدن ایشون سرد تر شد الان میخوام ادامه ندم نمیذاره ب نحوی قانع میکنه ک صب کن ی روز پیش خودمی من میخوامت عاشقتم .لطفا راهنماییم کنین نمیدونم چیکار کنم
دارای دیدگاه مهر 29, 1397 توسط بی نام
یک پسر مجرد ک پیشنهاد دوستی میده به یک خانم متاهل دلیلش براورده کردنه نیاز خودشه اگه پا بدی هست ندی می‌ره سراغ نفر بعدی
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

...